السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

619

مصنفات مير داماد

مشار إليه سيّد صحيح النّسب وصريح الحسب ووارث ملك عزّ ، أب بعد أب بود ، قبل از قطع آن حدود ترس وبيمى كه از وكلاء نوّاب آن جناب در دل داشته طريق توسّل به ارسال رسل ورسايل پيمود ، واستغاثه به آستانهء مراد نمود . چون حضرت داور مرادآور ، اعني سلطان بحر وبر ، خديو دشمن‌گير دوست‌پرور ، دام في حفظ ربّنا الأكبر ، بنا بر درست‌پيمانى الكاء پيشكش نموده‌اش را قبول نفرموده ، از پيش بيني به طريق درخواست منتج الفلاح ، نامهء اصلاح‌آميز فرستادند ؛ وقصد تأليف ما بين كردند ، وتذكير حقوق مرضيّه ميان أجداد ماضيه نمودند كه مبادا اگر تعرّض به حكومت ولايت أو ( به حكومتگاه موروثش ) كنند والتجأ به درگاه خلافت آوردنى باشد . از دو چيز يكى لازم آيد : يا ميهمان افكنى يا پيمان افكنى يا پيمانىشكنى ، وأو كسى نبود كه از خطّهء خود خطوه‌اى تجاوز تواند نمود ، تا دفع ضرّ وشرّش لازم آيد وقدرت آن نداشت كه به يد تعدّى تصدّى تواند كرد كه از تأخيرش محذور زائد ، بهر دفع صائل سايل وسائل بود ، وفكر خروج وانديشهء عروج نداشت ، از حدّ خود به تخطى متجبّرانه تمطى نمىكرد . بنا بر شوق ثواب بناى دولتش را خراب كردن براي مجرد توسيع ملك موسّع چون محمول بر طمع بود چنانچه فرموده‌اند : « همچنان در بند اقليمى دگر » ، خواستند كه أزين داعيهء جزئيّه بازآيند كه اگر به آستانهء دولت آشيانه ملتجى شود وبه عون صون پادشاهى مرتجى شود ارتكاب أحد محذورين مزبورين لازم نيايد . وچون مرد مقطوع العقب بوده وبه قرابت ومصاهرت أساس مظاهرت فيما بين مستحكم شده بود ، بنا بر قرب جوار شفقت گونه‌اى داشتند ، آخر كار باز به آن جانب منتقل مىشد جاى اين مضايقه نبود . با وجود اين همه ، تغافل از قبول پند سودمند ودرخواست دلپسند فرموده ، رجاى دوستانه را به نقض عهد وپيمان عمل نمودن از أذهان عاليهء بزرگان دور نمود . على الخصوص چون مشار إليه مرد شاعر پيشه ومطالعه انديشه ودرويش روش ودانش‌منش بود ، وأطوار روزگار را نه به دلخواه خويش ملاحظه نمود ، ونقشى كه در لوحهء ضمير مىنگاشت وتخمى كه در مزرعهء آرزو مىكاشت نتيجه‌اى از آن نيافت ، روى طلب به سوى عزلت‌گزينى وگوشه‌نشينى تافت ، وبه دريافت شرف